تاریخچه زبان مازندرانی
مازندرانی(تبری) از خانواده xadي زبانxad های هند و اروپايي، از شاخه xadي زبان xadهای هند و ايرانی و از گروه زبانxad های ايرانی است. سخن در باب تاريخ، منشاء و ريشهxad های اين زبان چندان ساده نيست زيرا اطلاعات دقيقی در اين مورد در دست نيست و تمام آنچه که از پيشينه و روند تطور اين زبان از گذشتهxad های دور تا به امروز گفته می xadشود، ظاهراً فرضياتی هستند که بر پايه تحقيقات تاريخی، شباهتxad های واژگانی اين زبان با ديگر زبانxad ها و برخی استنباط xadهای شخصی استوار است.
تحقيقات باستان xadشناسی و تاريخی حکايت از آن دارد که پيش از مهاجرت آريايي xadها به سواحل جنوبی خزر، بوميانی هم در اين ناحيه میxad زيستند و بدون شک اين بوميان برای تبادل افکار و انديشهxad های خود به زبانی يا زبانxad هايي صحبت میxad کردند.
حجازی کناری بيان میxad کند که تا کنون از زبان تيره xadهای محلی پيش از آرياييان هيچگونه مدرک مکتوبی به دست نيامده است اما در عين حال معتقد است که پس از ورود آرياييان به کرانه xadهای جنوبی دريای خزر زبان تازهxadای از ترکيب زبان آريايی و زبان بوميان منطقه پديد آمده و اين دگرگونی در همهxad ي سرزمين xadهای محل سکونت آريايي ها اتفاق افتاده است.
البته مشخص نيست که چه نشانهxad هايي از زبان بوميان منطقه در مازندرانی امروزی وجود دارد که تائيد کننده اين ادعا باشد. به علاوه اين فرض را هم نبايد از نظر دور داشت که زبان آريايي که زبان مهاجمان و به لحاظ برخورداری از پشتوانه xadهای قدرت يک زبان برتر بود، بر زبان بوميان غلبه يافته و آن را به کلی، و البته به تدريج، حذف نموده باشد و آنچه که امروزه موجود است تنها بازمانده زبان آريايي باشد.
با ظهور زرتشت در هزارهxad ي اول پيش از ميلاد، زبان اوستايي که از زبانxad های بسيار قديم در شرق ايران بود، رونق و گسترش يافت و همزمان با اين زبان، زبان مادی و پارسی باستان در قسمت xadهای مرکزی و غربی رايج بودند. بدين ترتيب بعيد نيست که زبان مردم تبرستانِ آن زمان، از همهxad ي اين زبانxadها تأثير پذيرفته باشد و وجود واژه xadهايي در مازندرانی امروزی که ريشه در زبان اوستايي و پارسی باستان دارند، تأئيد کننده اين مطلب است (هومند، 1369: 72؛ حجازی کناری، 1374 ).

اما چنانxadكه مورخان نوشتهxad اند، تا پيش از حکومت ساسانيان (يعنی سال 200 ميلادی)، به علت وضع جغرافيايي خاص تبرستان، پادشاهان ايران بر اين سرزمين تسلط نداشتند و نامی از اين سرزمين در کتيبهxad های باستان نيامده است و از زمان ساسانيان اين ولايت تحت سلطه حکومت ايران درآمده است (مشکور،1368: 8- 7).
به همين خاطر تأثير زبان پهلوی ساسانی بر زبان تبری بيش از ساير زبانxadها بوده است و چه از نظر ساخت و چه واژگان (1-7-3) شباهت زيادی بين اين دو زبان وجود دارد. در زبان تبری يا مازندرانی کنونی لغات پهلوی سره و ناب فراوان ديده میxadشود و حتی در گوشه و کنار اماکن جغرافيايي با نامxad های پهلوی نيز وجود دارند (حجازی کناری،1372، 1374 ).
پس از ظهور اسلام شهرهای ايران به دست مسلمانان فتح شد اما تسلط کامل اعراب بر تبرستان بنا به برخی دلايل سياسی، اجتماعی و جغرافيايي پس از حدود دو قرن تأخير اتفاق افتاد و به همين دليل زبان پهلوی در قرون اوليه پس از حمله اعراب در اين سرزمين رايج بود. وجود سکهxadهايي که از سال 92 هجری قمری تا نيمهxadي دوم قرن دوم هجری به نام اسپهبدان تبرستان به خط پهلوی درمنطقه ضرب شدهxadاند و همچنين کتيبهxadهايي با خط پهلوی که يکی از آنها تاريخ سال 400 هجری قمری را دارد مؤيد اين حقيقت است(مشکور،1368: 19 ).
ادبیات مکتوب مازندرانی
ظاهراً از پيش از دوران اسلامی هيچ آثار مکتوبی از زبان تبری به جای نمانده است اما از دوران اسلامی آثار ادبی قابل توجهی بدين زبان نوشته شده است که از اصل تبری بسياری از آنها خبری در دست نيست و تنها ترجمه آنها با ذکری از نام آنها در کتب تاريخی يا ادبی بر جای مانده است. اين امر نشان میxad دهد که اعتبار و تقدس خاص زبان عربی در نزد مردم مسلمان تبرستان باعث غفلت آنها از زبان مادریxad شان نشده و همچنان آثاری را بدين زبان به رشته تحرير درآورده xadاند.
اولين اثر مکتوب به زبان تبری که خبری از آن به ما رسيده است کتاب« مرزبانxad نامه» است که در قرن چهارم هجری قمری توسط مرزبانxad ابن رستم شروين تأليف شد و امروزه تنها ترجمه فارسی آن موجود است.
از اصل تبری اين کتاب و همچنين اثر ديگر مؤلف با عنوان « نيکیxad نامه » اطلاعی در دست نيست.
ابن اسفنديار(1366: 139- 137) از بعضی شاعران اين سرزمين که به زبان تبری شعر گفتهxad اند ياد کرده و نمونه xadای از اشعار ايشان را آورده است.
محمود جواديان کوتنايي (1375: 20-5) نيز ضمن شرح مختصری از آثار نوشته شده به اين زبان، نمونهxad هايي از اشعار تبری را از چهارده نويسنده، شاعر يا اسپهبد تبرستان که مربوط به سده چهار قمری به بعد می xadشود نقل می xadکند که در آن ميان نام امير عنصرالمعالی مؤلف قابوسنامه قابل توجه است. در سال xadهای اخير چند نسخه خطی از ترجمهxad ي ادبيات عرب به زبان تبری و نسخهxad هايي از ترجمه و تفسير قرآن به اين زبان يافت شده است که از روی آنها می xadتوان دريافت که اين زبان در قرنxad های نخستين پس از اسلام دارای ادبيات قابل توجهی بوده است(ناتل خانلری،1374 ، ج1: 299 ).
علاوه بر آن، چند نسخه خطی به زبان تبری در موزه xadها و کتابخانهxad های اروپا مشاهده شدند که درباره اديان و مذاهب بوده و مربوط به قرن دهم هجری به بعد میxad باشند (نجفxadزاده بارفروش،1368: 27).
در ميان نسخه های خطی موجود در کشورمان نيز مجموعه اشعار تبری در القانون ابن سينا (مربوط به سده 7 و 8 هجری قمری)، اشعار تبری درموسيقی عبدالقادر غيبی(مربوط به سده 9)، و ترجمه قرآن کريم و ترجمه مقامات حريری به زبان تبری(سده 9) قابل توجه xadاند (واژهxadنامه بزرگ تبری، جلد 1، 1377: 410-411).

در سالxad های اخير، يکی از محققان علاقهxad مند (گودرزی،1376) يک مجموعه اشعار تبری مربوط به سده 11 هجری را با عنوان مثنوی طالب و زهره به چاپ رساندهxad است. اين منظومه داستان عشق نافرجام طالب آملی، شاعر سبک هندی، به معشوقه xadاش زهره است که عدهxadای خود طالب آملی و عدهxad ای نيز خواهرش ستی نساء بيگم را سراينده آن ميxad دانند.
در ضمن مجموعه xadای از دوبيتیxad های تبری که به اميری معروف و به شاعری موسوم به امير پازواری منسوب است در مازندران وجود داشته که برنارد دارن، خاورشناس روسی، نسخه آنها را به دست آورده و آن را در سنxadپطرزبورگ با ترجمة فارسی به چاپ رسانده است (ناتل خانلری،همان).
گستره و پراکندگی لهجهxad هاي مازندراني
مازندرانی علیxadرغم تأثيراتی که از زبانxad های مختلف به ويژه فارسي، پذيرفته است و با وجود آن كه واژهxad هاي زيادی از اين زبانxad ها به عاريت گرفته است، همچنان به حيات خود ادامه داده و امروزه زبان رايج در اکثر مناطق مازندران است.
مشخصاً مرزهای زبانی برمرزهای جغرافيايي يا سياسی منطبق نيستند و بنا به ادعـای بعضی نويسندگان، اين زبان علاوه بر شهرهای مازندران، در مناطقی از شهميرزاد، سنگسر، فيروزکوه، دماوند، لواسـانات، مناطق شمالی کوه xadهای امامزاده داود و طالقان هم رايج است (جنيدی،1368، 7-6؛ هومند، 1369: 8).
اگرچه در آخرين تقسيمات کشوری شهرستان گلوگاه شرقیxad ترين شهرستان استان است ولی گستردگی اين زبان از شرق تا گرگان ادامه دارد و از غرب هم به شهر تنکابن و رامسر میxad رسد.
به مانند هر زبان ديگر، اين زبان نيز در مناطق مختلف استان با لهجه xadهايي کم و بيش متفاوت به کار میxad رود. برخی نويسندگان و زبانxadشناسان ( مانند وثوقی،1371؛ نجفxadزاده بارفروش،1368، و دهگان،1368) تلاش نموده xadاند که اين لهجهxad ها را تقسيمxad بندی نموده و نام لهجه xadهای شرقی، مرکزی و غربی را بر آنها بگذارند. اما به نظر میxad رسد که تعيين خط و مرز مشخصی که جداکننده لهجهxad های مختلف باشد چندان ساده نباشد.
از شرقی xadترين نقطهxad ای که زبان مازندرانی به کار می xadرود تا قسمتxad هايي از نوشهر و چالوس اين تفاوت لهجهxad ای آنقدر زياد نيست که به عدم درک متقابل منجر شود اما در مناطق غربی استان يعنی شهرستانxad های تنکابن و رامسر به خاطر تأثير زبان گيلکی، اين زبان مشتركات زيادي با زبان گيلكي دارد و به همين دليل گويشوران شهرهای يادشده برای برقراری ارتباط با ساير گويشوران مازندراني عمدتا" به زبان فارسی متوسل میxad شوند.
از طرفی ديگر، استان مازندران از نقطه نظر جغرافيايي از دو منطقه نسبتاً متفاوت تشکيل شده است. يکی منطقه جلگهxad ای است که حد فاصل خط ساحلی دريای خزر و کوهپايهxad های شمالی البرز با عرض متغير از غرب تا شرق استان گسترده شده است و ديگری ناحيه کوهستانی است که در قسمت شمالی رشته کوه البرز واقع شده است.
هر يک از مناطق مذکور، شيوهxad های زندگی، شرايط اقليمی و طبيعی، بافت اجتماعی و فرهنگی و بالطبع لهجه مخصوص خود را دارند. مراکز شهری بزرگ عمدتاً در مناطق جلگهxad ای واقع شدهxad اند و مناطق کوهستانی غالباً از اين مراکز به دور بوده و ساکنان آن نيز ارتباط کمی با اين مراکز دارند. در نتيجه، زبان اهالی کوهستان کمتر دستخوش تغيير و تحول شده و واژهxad های اصيل و بومی در لهجه xadي آنها بيشتر حفظ شده است. به همين خاطر، گاه مشاهده میxad شود که تفاوت لهجه xadای بين شهرنشينان و کوهنشينان يک شهرستان بيشتر از تفاوت لهجه xadای ميان شهرنشينان دو شهر مجاور و يا دور از هم میxad باشد.

بنابراين تفاوتxad های لهجه xadای از شهری به شهر ديگر و از نقاط کوهستانی يک شهرستان تا نقاط جلگهxad ای همان شهرستان به چشم میxad خورند و اين تفاوتxadها گاه چنان آشکار هستند که میxad توان از روی لهجه فرد به محل اقامت او پی برد. با اين اوصاف، به نظر میxad رسد كه هر گونه تقسيمxad بندی دقيق مستلزم مطالعات دقيق ميدانی است.
کلباسی(1376، مقدمه:23) ضمن نقل پارهxadای از اين تقسيمxad بندي xadها، پذيرش آنها را به انجام مطالعات کاملxadتر و کسب شواهد دقيقxadتر موکول مي xadکند. همين امر موجب شده است که مولفان واژه xadنامه بزرگ تبری (جلد 1، 1377: 422) برای تفکيک مناطق گويشی، ده منطقه گويشی مختلف را در نظر بگيرند.
برای نمونه، در اين تقسيم xadبنديxad ها شهر آمل به همراه مناطق اطراف آن، نظير لاريجان و محمودآباد، در منطقه 6 واقع شده xadاند، حال آنکه شهرهای بابل، بابلسر، اميرکلا، بهنمير و نيز بخش xadهای گنج xadافروز و بندپی در منطقه 5 قرار گرفتهxad اند.
جالب آنکه منطقه چلاو، از بخش xadهای تابعه شهرستان آمل، در منطقه 5 قرارگرفته و شهر فريدونکنار نيز در مرز بين دو منطقه واقع شده است. در ميان لهجهxad هاي مازندراني، لهجهxad ي شهر ساری که مرکز استان است به عنوان لهجه معيار در نظر گرفته میxad شود و لهجه xadای تقريباً بیxadنشان است که مشترکاتش با زبان فارسی بيش از ساير لهجهxad هاست و همين لهجه مورد استفاده صدا و سيمای استان است.
به خاطر برخی مسائل اقتصادی، اجتماعی، سياسی و اقليمی بسياری از هموطنانxad مان در گذشته دور يا نزديک از استانxad های آذربايجان، مرکزی، سمنان، سيستان و بلوچستان، خراسان، کردستان، لرستان و خوزستان به اين استان مهاجرت نمودند. اين مهاجران که در مناطق مختلف استان ساکن هستند، زبان يا لهجه خود را حفظ نموده xadاند و در ارتباطات داخلی از آن استفاده میxad کنند و برای برقرای ارتباط با بوميان منطقه از زبان مازندرانی يا فارسی استفاده میxad کنند.
بنابراين ترکی، کردی، لری، بلوچی، سمنانی، خراسانی و حتی عربی در کنار مازندرانی در جاهای مختلف استان رايج xadاند.
براي نمونه، لهجهxad اي از تركي در منطقه گلوگاه و بهشهر و لهجهxad اي از كردي در منطقه كوهستاني كجور در شهرستان نوشهر رايج xadاند.
محقق: دکتر حسن بشیرنژاد، پژوهشگر، زبان شناس و استاد دانشگاه آمل
منبع: مازندنومه
خجیر کلا بهشت گمشده...
ما را در سایت خجیر کلا بهشت گمشده دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 232 تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 22:48